قاطی پاطی

ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺁﺳﺘﯿﻦ ﻣﺎﻧﺘﻮﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﺗﺎ ﺑﺎﻻﯼ ﺁﺭﻧﺞ ﺑﺎﻻ میارن

ﻣﻦ ﻫﻤﺶ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻥ ﻭﺿﻮ ﺑﮕﯿﺮﻥ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺫﻫﻦ ﻗﺮﺁﻧﯽ ﻭ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻦ !!

 

+ تاريخ دو شنبه 16 تير 1393برچسب:,ساعت 17:43 نويسنده یاشار |

لذت بردن یعنی اینکه بری مهمونی،

 

دخترشون برات شربت بیاره...

آروم بگی :خودتون درست کردین؟؟

 

اونم با عشوه بگه : بله نوش جان

تو بگی : پس نمی خورم ، مرسی !

+ تاريخ دو شنبه 16 تير 1393برچسب:,ساعت 17:43 نويسنده یاشار |

مراقب سر جلسه امتحان اومد گفت کارت ورود به جلسه ؟

گفتم اصن به قیافه من میخوره درسخون باشم جای کسی‌ بیام امتحان بدم ؟

گفت خداییش نه و ول کرد رفت !

+ تاريخ دو شنبه 16 تير 1393برچسب:,ساعت 17:43 نويسنده یاشار |

+ تاريخ دو شنبه 16 تير 1393برچسب:,ساعت 17:23 نويسنده یاشار |

فکر کن دخترا برن جبهه:

نیلو اون پسره رو بکش"نه خوشگله گناه داره!


سارا اون خشاب ها رو پر کن:وایسا لاکم خشک بشه!

 

نازی پس چرا شلیک نمیکنی؟بذار موهامو ببندم!

 

مریم فردا میریم خط مقدم "ای وای فردا چی بپوشم؟

+ تاريخ دو شنبه 16 تير 1393برچسب:,ساعت 17:21 نويسنده یاشار |

بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی...

دلت بگیره ولی دلگیری نکنی.......

شاکی بشی ولی شکایت نکنی.......

گریه کنی ولی نذاری اشکات پیدا بشه.....

خیلی چیزا ببینی ولی ندیدش بگیری.......

خیلیا دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی!!!!!!!!!!

+ تاريخ دو شنبه 16 تير 1393برچسب:,ساعت 17:20 نويسنده یاشار |

به سلامتیه مادرایی که با حوصله راه رفتن رو یاده بچه هاشون دادن...!


ولی تو پیری بچه هاشون خجالت میکشن ویلچرشونو هل بدن!!!

+ تاريخ دو شنبه 16 تير 1393برچسب:,ساعت 17:18 نويسنده یاشار |

دوتارفیق عاشق یک دختر میشن

دختره میگه من 2 جام مشروب برای شما میارم


تو یکیش زهر ریختم....هرکس زنده بمونه اون با من ازدواج میکنه...!

رفیق اولی میخوره میگه: به سلامتی این که من بمیرم و رفیقم به عشقش برسه،


رفیق دومی میخوره میگه: به سلامتی این که من بمیرم و رفیقم به عشقش برسه.

بعد دختره یه پیک میخوره میگه زهر تو این بود!

میخورم به سلامتی این که رفاقت این دو رفیق به هم نخوره...!!!

           

+ تاريخ دو شنبه 16 تير 1393برچسب:,ساعت 17:17 نويسنده یاشار |

 

به بعضيام باس گفت:




فك نكن كه خاصصصصصصصصي

 


شما واسه ما همون كاسه ماستي

 

اره..اينجورياست

+ تاريخ دو شنبه 16 تير 1393برچسب:,ساعت 12:50 نويسنده یاشار |

همه مرا با خنده های باصدا میشناسند؛

 

این بالش بیچاره ،با گریه هاى بی صدا

 


+ تاريخ دو شنبه 16 تير 1393برچسب:,ساعت 12:38 نويسنده یاشار |

صفحه قبل 1 ... 90 91 92 93 94 ... 102 صفحه بعد