قاطی پاطی

http://www.taknaz.ir/upload/71/0.720385001352362695_taknaz_ir.jpg

+ تاريخ چهار شنبه 18 تير 1393برچسب:,ساعت 20:47 نويسنده یاشار |

 

+ تاريخ چهار شنبه 18 تير 1393برچسب:,ساعت 20:45 نويسنده یاشار |

می خوام به سردی شب هام بخندم . . .



می خوام به پوچی فردام بخندم . .

.

وقتی می بینمت با دیگرونی . . .


تو اوج گریه هام می خوام بخندم . .
.


می خوام داد بزنم تنهای تنهام . . .

می خوام وقتی میگم تنهام بخندم
.

 

 

+ تاريخ چهار شنبه 18 تير 1393برچسب:,ساعت 20:43 نويسنده یاشار |

 

خدا هم كه باشی ... بندگانـــی هستند كه از تو ناراضی اند !!!

به دنبال رضایــت چـــه كسی می گردی ، وقتی این روزها ، انسانها از

دست خودشان نیز عصبانی اند همین بود ؟؟؟

دنیایی که برای دیدنش نه ماه تمام به شکم مادرانمان لگد میزدیم ... ؟؟؟ ❤

 

 

 

+ تاريخ چهار شنبه 18 تير 1393برچسب:,ساعت 20:42 نويسنده یاشار |

گاهی پای کسی میمانی ....

که نه دیدی اش .... نه میشناسی اش .......

فقط حسش کرده ای .... تجمسمش کرده ای....

پشت هاله ای از نوشته های مجازی روی پیج مجازی اش ...

که هر روز میخوانی و در جوابش میگویی ....


لایک ....

+ تاريخ چهار شنبه 18 تير 1393برچسب:,ساعت 20:41 نويسنده یاشار |

 

دلمان خوش است که مینویسیم

و دیگــران می خـواننــد

و عــده ای می گـوینــد

آه چـه زیبــا و بعضــی اشـک می ریــزند

و بعضــی مـی خنــدنـد

دلمــان خـوش اســت

به لــذت هــای کــوتـاه

به دروغ هــایی که از راســت

بـودن قشنــگ تـرند

به اینکــه کســی برایمــان دل بســوزاند

یـا کســی عاشقمــان شــود

با شــاخه گلی دل می بنــدیـم

دلمــان خـوش می شــود

به بـرآوردن خـواهشــی و چشــیدن لـذتـی

و وقــتی چیـــزی مـطابـق مــیل مــا نبــود

چقـــدر راحـت لگـــد می زنیـــم

و چــه ســــاده می شـکــنیم

همــــه چیـــز را ...

 

 

 

 

+ تاريخ چهار شنبه 18 تير 1393برچسب:,ساعت 20:40 نويسنده یاشار |

+ تاريخ چهار شنبه 18 تير 1393برچسب:,ساعت 20:40 نويسنده یاشار |

http://www.shiaupload.ir/images/34291976060183953902.jpg

+ تاريخ چهار شنبه 18 تير 1393برچسب:,ساعت 20:39 نويسنده یاشار |

بزرگتر که شدیم مدادهایمان هم تکامل یافتند

تبدیل به خودکارهایی بی رحم شدند

تا یادمان بدهند که هر
اشتباهی پاک شدنی نیست!

اکنون اینجایم با پاک کنی یادگار از کودکی

میخواهم
پاک کنم این مشق کهنه ی اشتباه را !

ولی نمیتوانم ...

+ تاريخ چهار شنبه 18 تير 1393برچسب:,ساعت 20:39 نويسنده یاشار |

پسری که خیلی دوست دختر داشت بالاخره عاشق شد و ازدواج

 کرد، بعد خدابهش ی دختر داد. ی روز

بهش گفتم که یادته چجوری اشک دختر هارو در میاوردی؟ حالا خودتم دختر

 دارینظرت چیه؟تحمل اشکش

رو داری؟

بهم گفت:فقط میتونم بگم پشیمونم و امیدوارم همه اونایی که دلشونو شکستم

 منو ببخشن.

هیچ پدری طاقت دیدن اشکای دخترشو نداره.

پدر های آینده !به دختر دارشدنتون خوب فکر کنید !زمین گرده ها!


+ تاريخ چهار شنبه 18 تير 1393برچسب:,ساعت 20:37 نويسنده یاشار |

صفحه قبل 1 ... 88 89 90 91 92 ... 102 صفحه بعد